مشهد شهری معمولی نیست. حضور مضجع امام رضا(ع)، این شهر را به یکی از مهمترین شهرهای مذهبی جهان اسلام و یکی از کانونهای فرهنگ شیعی تبدیل کرده؛ اما یک پرسش جدی وجود دارد: این ویژگی، جز در محدوده حرم مطهر، کجای شهر دیده و تجربه میشود؟ در سالهای اخیر، مشهد بهسرعت در حال توسعه زیرساختهای تفریحی، گردشگری، تجاری و اقامتی است؛ از پارکهای آبی و گردشگری غذا گرفته تا مجموعههای موضوعی و مراکز تفریحی جدید. توسعه این فضاها ذاتاً مسئله نیست. هر شهر زندهای به نشاط، تفریح و اقتصاد گردشگری نیاز دارد. مسئله، جای دیگری است؛ در کنار این همه توسعه، چه زیرساختهایی برای بازنمایی و تجربه هویت فرهنگی مشهد ایجاد کردهایم؟ ما برای سرگرمی انتخابهای مختلفی داریم؛ اما اگر یک خانواده بخواهد در کنار تفریح، با فرهنگ رضوی، معارف اهلبیت(ع) یا روایت خاص مشهد آشنا شود، انتخابهایش هنوز بسیار محدود است.
حرم مطهر؛ نقطه پایان یا نقطه آغاز؟
امروز بخش مهمی از هویت فرهنگی مشهد در محدودهای پیرامون حرم مطهر متراکم شده است. هرچه از این محدوده فاصله میگیریم، شهر بیشتر شبیه هر کلانشهر دیگری میشود. حرم منور نباید یک جزیره فرهنگی در مرکز شهر باشد؛ بلکه باید قلب یک شبکه فرهنگی گسترده به شمار بیاید.
قرار نیست همه شهر را مذهبی کرده یا هر فضای تفریحی را به یک مرکز تبلیغی تبدیل کنیم. مسئله این است که شهر بتواند چیزی از «مشهد» را در تجربه روزمره خود حفظ کند؛ آن هم به زبانی که برای کودک، نوجوان، خانواده و زائر امروز جذاب باشد.
فردای مشهد چه قصهای دارد؟
اینجا یک نکته مهم وجود دارد. صحبت از هویت فرهنگی، به معنای بازگرداندن مردم به گذشته نیست. مشهد قرار نیست موزهای بزرگ باشد که فقط تاریخ خود را نمایش دهد. ما به گذشته برای ساختن آینده نیاز داریم، نه برای جایگزین کردن آینده. هر شهری برای فردای خود به یک روایت نیاز دارد. مشهد نیز باید بداند در سالهای آینده چه تجربهای برای شهروند و زائر خود میسازد و چه تصویری از خود به نسل جدید ارائه میکند. میتوان از فناوری، بازی، هنر، گردشگری، واقعیت مجازی و اقتصاد خلاق استفاده کرد؛ اما این ابزارها باید در خدمت چیزی باشند که مشهد را از دیگر شهرها متمایز میکند؛ یعنی قصه آینده مشهد باید با شناخت درست از داشتههای فرهنگی و معنوی آن نوشته شود.
از تماشای فرهنگ تا تجربه آن
مخاطب امروز فقط با کتاب و موزه ارتباط برقرار نمیکند. او میخواهد ببیند، بازی کند، کشف کند و تجربه داشته باشد. اینجاست که مفهوم Edutainment یا سرگرمآموزی اهمیت پیدا میکند؛ یعنی آموزش و آگاهی در دل تجربه و سرگرمی. چرا یک مجموعه تفریحی خانوادگی نتواند بخشی از مفاهیم فرهنگ رضوی را در قالب بازی و روایت عرضه کند؟ چرا یک مرکز گردشگری نتواند قصه میهماننوازی مشهد را به تجربهای جذاب تبدیل کند؟ چرا فناوری نتواند مخاطب را با مفاهیمی مانند زیارت، کرامت، علم و اخلاق آشنا کند؟ در این مدل، مخاطب وارد کلاس درس نمیشود؛ سرگرم میشود و در جریان سرگرمی چیزی را کشف میکند.
تجربههایی که میتوانستند بمانند
مشهد در این زمینه کاملاً بیتجربه نیست. «موزه زنده زیارت» و «مشهد دوستداشتنی» نشان دادند روایت فرهنگی اگر با زبان خلاق و تجربهمحور ارائه شود، میتواند مخاطب خود را پیدا کند. این تجربهها یک واقعیت مهم را ثابت کردند: مردم از فرهنگ فاصله نمیگیرند؛ از شیوههای خستهکننده ارائه فرهنگ فاصله میگیرند. ای کاش به جای حذف چنین تجربههایی، آنها را توسعه میدادیم و برای ساختن الگوهای تازه استفاده میکردیم.
یک شهر، یک شبکه روایت
راهحل، ساختن یک پروژه منفرد دیگر نیست. مشهد به یک شبکه نیاز دارد؛ شبکهای از فرصتهای فرهنگی در حوزه کودک و نوجوان، گردشگری، فناوری، هنر، بازی، تفریح و اقتصاد خلاق. در چنین نگاهی، هر بخش از شهر میتواند به زبان خودش بخشی از «مشهد» را روایت کند؛ نه با شعار و تابلو؛ بلکه با داستان، تجربه و خلاقیت. امام رضا(ع) میفرمایند: «رَحِمَ اللّهُ عَبْداً أَحْیَا أَمْرَنَا». شاید امروز یکی از مصادیق احیای امر اهلبیت(ع) همین باشد که مفاهیم و معارف آنها را با زبان نسل جدید به زندگی شهری وارد کنیم.
اگر ما روایت نکنیم، دیگران روایت میکنند
توسعه مشهد متوقف نمیشود. مجموعههای تازه ساخته خواهند شد، سرمایهگذاری ادامه پیدا خواهد کرد و سبک زندگی شهروندان نیز تغییر خواهد یافت. پس پرسش این نیست که مشهد باید توسعه پیدا کند یا نه؛ پرسش این است که این توسعه قرار است چه چهرهای از مشهد بسازد؟
اگر برای فرهنگ شهر زیرساخت نسازیم، سایر زیرساختها چهره شهر را خواهند ساخت. هنوز فرصت داریم؛ فرصتی برای اینکه میان امام رضا(ع) و نسل آینده، میان فرهنگ و فناوری و میان هویت و زندگی روزمره، پیوندی تازه ایجاد کنیم. مشهد به شهری نیاز ندارد که فقط حرم مطهر امام رضا(ع) را در خود جای داده باشد؛ به شهری نیاز دارد که فرهنگ رضوی در آینده آن نیز حضور داشته باشد.
و پرسش همچنان باقی است:
مشهد را چه کسی روایت میکند؟





نظر شما